این روزها با یه عدد ادم در مورد نظرات و فعالیت های جلال ال احمد بحث می کردم. مخالف بود و کوتاه امدن نداشت. ایرادی گرفت . گفتم کدام کتابش را خوانده ای ؟ گفت: ادم سالم که نمیشینه پای حرف اینها !!
هنوز متحیرم چه طور می شود کسی را نقد کرد بدون این که حرفش را اول شنید ؟ این مطلب درداورتر می شود وقتی که یک جوان این طوری باشد که نشنود و بگوید می دانم و نقد هم دارم !!
هنرشنیدن و فهم نظر دیگران نعمتی است که نیازی به معجره ندارد تا برای انسان بوجود اید بلکه کمی وجود ادمی می خواهد تا کارکرد اصلی عقلش را به خودش بشناساند.
حتی اگر اعتقاد داریم که کسی حرفش مبنایی ندارد حداقل باید حق شنیده شدن را داشته باشد تا شاید یک بار حق بگوید و ما خود را از ان یک حق محروم نکرده باشیم . ( به قول استاد ملکیان : این وظیفه اخلاقی ماست که نگذاریم هیچ حرف حقی از ما پنهان بماند.) تاکیید از من که: وظیفه اخلاقی ...
یادمان باشد چوپان دروغگو هم در بار اخر راست گفت ولی کسی باور نکرد.
جلال ال احمد را که گفتم مثال بود. مثلا همین مرحوم منتظری یا میرحسین را چرا نمیشنوند؟ کار طرفداران ایشان بسیار سخت تر است چرا که باید هم به جای خودشان و هم به جای مخالفشان اخلاق را رعایت کنند.رعایت اخلاق هم شور می خواهد و هم شعور و خوشا به حال انکس که هر دو را داشته باشد.
راستی این قضیه چوپان دروغ گو بیشتر شبیه به یه بنده خدایی که هم شما می دونین کیه و هم من . ربطی به جلال و اقای منتظری و موسوی نداره. دیگه نچرخید بگید ارمان گفته فلانی ها اهل دروغنن که از حالا دارم باب هر گونه تفسیر رو می بندم.( ما هم طرفدار تقسیر یکگانه از هرچیزی هستیم!!)
بزارید کمک کنم : اصلاح طلب نیست. اصولگرا ها به زور از خودشون می دوننش. من و شما هم نیستیم . مهندس هم نیست . همه دنیا هم پی گیر نظرات ایشان هستند تا راهی برای رهایی بشریت از گازهای گلخانه ای پیدا کند. پیشنهاد هم کرده که سال ۲۰۱۱ از طرف سازمان ملل سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری بشه. خداییش این همه اعتماد به نفس رو جای دیگه سراغ دارین؟

